اعدام و یا بخشش پای چوبه دار . درست وقتی که هر دم و بازدمت میلیونها تومان می ارزد . زمانی که چشمان ملتمس و نفسهای بریده بریده ی یک محکوم مادر مرده در ایستگاه پایانی زندگی به یک جواب ساده اما گران قیمت بله یا خیر خانواده مقتول بستگی دارد . بله که برود پای چوبه دار و مرگ را ببوسد و تمام شود . و خیر که از پای طناب دار پایین بیاید و به معجزه ای ناگهانی دوباره مزه مزه کند زندگی را ... و این داستان مدام دارد در زندانهای ایران تکرار می شود . !
قاتلانی که با لباس زندان و دست و پای زنجیر شده، در دادسرا منتظر ایستاده اند تا ببینند ادامه زندگیشان چگونه خواهد شد. آیا میتوانند باز هم به امید سالهای بعد زندگی شان امیدوار باشند یا این حضور سرما زده پر از ترس در صبح یک روز یخ زده به پایان خواهد رسید. اما این داستان تلخ و گزنده روی دیگری هم دارد. روی دیگر ماجرا خانواده ای است که عزیزش به دلیل یک لجبازی کودکانه یا یک سوء تفاهم از بین رفته است. در لحظه ای دو زندگی از هم پاشیده و خانواده ای اولیای دم می شوند و خانواده مقابل از فردای روز واقعه، ملتمس و غمگین برای رضایت گرفتن به هر دری می زنند. خانواده مقت
برچسب:
نویسنده: آرمان کوهی
تاريخ: دوشنبه
6 دی
1395 ساعت: 8:25